تبليغاتX
***♣♦♠♥خنده بازار♠♣♦♥***
   
***♣♦♠♥خنده بازار♠♣♦♥***
جوک های با حال
 
 
آرشيو مطالب

آذر 1388

مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388

تیر 1388

خرداد 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

اسفند 1387

آذر 1387

مرداد 1387

تیر 1387

خرداد 1387

دی 1386

آبان 1386

مرداد 1386

تیر 1386

خرداد 1386

اسفند 1385

بهمن 1385

دی 1385

آذر 1385

آبان 1385

مهر 1385

شهریور 1385

مرداد 1385

____________________
مطالب اخير

جوابیه دندان شکن

تاریخچه قزوین به روایت تصویر

جوابیه

علایق قزوینی ها

تاریخچه قزوین

عکس ننه هری

لغت نامه جدید

جواب نظرات جدید

اعتراضات رسمی یک بچه 14ماهه در دادگاه خانواده

نامه مادر غضنفر به پسرش

____________________
پیوند ها

بوسه

شقایق

جدید ترین SMS های روز

حامد ((همه چیز توش پیدا میشه))

درنا

داداش مسعود ( با حاله )

قورمه سبزی

چوری چغل

آموزش مسایل جنسی

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

 

 
 
 

شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388

جواب نظرات جدید

با سلام خدمت دوستان عزیز(حالا زیاد تریپ بر ندارین)

خوب خوبین؟ (اگرم نیستین زیاد مهم نیست)

خوب بگذریم بریم سر اصل مطلب: اومدیم که دوباره جواب نظرات برو بچز روبدیم یا به عبارت دیگه حالشونو بگیریم

ولی اعصابم خورده.........حتما میخواین بدونین چرا ها؟؟؟؟؟

از دست شماها دیگه خوب یه سوتی بدبن یه چیزی بگین تا منحالتونو بگیرم فحشتون بدم حالشو ببرم.

با عرض معذرت که چندوقتی بود حوصله نداشتم جواب بدم ولی حالا جبران میکنم:

 

خانم مهناز فرمودن عجب نوار مغزیه هیچیش معلوم نیست. خدا بخیر بگذرونه حالاخوبه ما نوار مغز داریم.

شما چی؟؟؟؟؟

خانم درنا فرمودن که همه دخترا این خصوصیات رو ندارن و پسرا بدترن.

یه توصیه هم به آقا رضا میکنم : عزیز دلم وقتی میشینی پای کامپیوتراون آیینه رو از جولوت بردار. ایشون 2بار فرمودن خیلی احمقی.

خانم سمیه هم فرمودن که بنده خیلی بی مزه هستم

بابا با مزهه ه ه ه ه ه ه ه ه (البته مزه خردل)

ایشون تایید هم کردن که ما پسرا به شدت مظلوم هستیم که جای تشکر داره.

نازنین خانم هم خواستن از قافله جا نمونن نوار مغزشون رو گذاشتن که بزارم تو وبلاگ تا همه ببینن و به این صورته

تعجب نکنین فقط   هستش

خانم درنا یه سری نظر خصوصی هم گذاشتن که به شماها ربطی نداره.اگه داشت خصوصی نمیذاشت

خانم یاسی هم فرمودن که نزار بیام جرت بدم ، خیلی مسخره ای. لطف فرمودن ولی میخوام بدونم چطوری؟

آقای واران دیبا هم لطف میکنن چند وقته میان سر میزنن و نظر میدن که ازشون ممنونم، در ضمن لینکوبلاگشون هست ، میتونین استفاده کنین. «باحاله»

در ضمن خوشم اومد ازش، تیزه چیزایی روکه باید بفهمه خوب میفهمه ، مخصوصا در مورد غضنفر اینا.

آقای مملی هم اومدن دندونهاشون رو به نمایش گذاشتن که به اینصورته:

یه دوست هم شعری تلاوت کردن که آخر سر میذارم.

آقایی که هم اسم خودمه فرمودن چرا همش دخترا برات پیام میذارن؟

ببخشید قبل اون برای من مشخص کنین بینم یعنی شما خودتونم ........؟

خانم نسترن هم مثل اینکه دوست دارن یکی حالشونو بگیره، چون نظر دادن که حالگیری هات خیلی باحاله.

استغفرالله

 

آقای سامان هم که  ضاهرا از اون ......های روزگار هستن گفتن پسرا از خداشونه دخترا دروغ بگن که بتونن بپیچوننشون.

در اینجاست که شاعر میفرماید:

نزن بر در دیگران که میزنند بر درت.  «بی جنبه ها منظور در خونه هستش»

 

آقای دیبا خوب شد آپ شد؟ راضی شدی؟

 

 

 و اینک .......شعر اِاِاِاِاِ ببخشید جملات عرفانی که دوستان فرستادن:

یه روز یه ترکه میخوره به نرده برمیگرده.

به غضنفر ميگن عجب مملکت خر تو خري داريم نه؟ ميگه آره بابا من 3 بار رفتم سربازي هيچکي نفهميد!

غضنفر با ماشينش تو برفا گير مي کنه زنجير نداشته سينه مي زنه!

†®

 

انگار پای ثانیه ها لنگ می شود
وقتی دلی برای دلی تنگ می شود

یه دوست

 

از دوستان و منتقدان عزیز دعوت میکنم نظراتشون رو بذارن،و منتظر جوابشون باشن.

البته اگه جرات دارن. (منظورم منتقد هاست)

 

خدا نگهدار همه

 

«ها چیه دوباره لی لی به لالاتون گذاشتم پر رو شدین؟  برین بینم بچه پرروها»

 
 

شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388

اعتراضات رسمی یک بچه 14ماهه در دادگاه خانواده

آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه ، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید !

خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای دبی شیر شما هم مضر است!!!

لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!

پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد!

مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهایش " بول بول بول بول" می کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهی کف شامپو تو چشت بره! شب بخوابی خواب بد ببینی! جیش کنی تو شلوارت!

مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی، که اختیارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید!


آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست!

(البته این یه پیشنهاد بود).

 

خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب می شود که شیرتان بوی" بچه سوسک مرده" بدهد.

آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا "پووووووف" می کنید به حداقل می رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم!

 
 

شنبه پنجم اردیبهشت 1388

نامه مادر غضنفر به پسرش

گضنفر جان سلام!

ما اینجا حالمام خوب است. امیدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. این نامه را من میگویم و جعفر خان کفاش براید مینویسد. بهش گفتم که این گضنفر ما تا کلاس سوم بیشتر نرفته و نمیتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنویس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند

وقتی تو رفتی ما هم از آن خانه اسباب کشی کردیم. پدرت توی صفحه حوادث خوانده بود که بیشتر اتفاقا توی 10 کیلومتری خانه ما اتفاق میافته. ما هم 10 کیلومتر اینورتر اسباب کشی کردیم. اینجوری دیگر لازم نیست که پدرت هر روز بیخودی پول روزنامه بدهد. آدرس جدید هم نداریم. خواستی نامه بفرستی به همان آدرس قبلی بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلی را آورده و اینجا نصب کرده که دوستان و فامیل اگه خواستن بیان اینجا به همون آدرس قبلی بیان.

آب و هوای اینجا خیلی خوب نیست. همین هفته پیش دو بار بارون اومد. اولیش ۴ روز طول کشید ،‌دومیش ۳.۵ روز . ولی این هفته دومیش بیشتر از اولیش طول کشید

گضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجیه که خواسته بودی را مجبور شدم جدا جدا برایت پست کنم. آن دکمه فلزی ها پاکت را سنگین میکرد. ولی نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توی کارتن مقوایی برایت فرستادم

پدرت هم که کارش را عوض کرده. میگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زیر دستش هستن. از کارش راضیه الحمدالله. هر روز صبح میره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهای اونجا رو کوتاه میکنه و شب میاد خونه.

.

.

.

.

ببخشید معطل شدی. جعفر خان کفاش رفته بود دستشویی حالا برگشت.

دیروز خواهرت فاطی را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مایو یه تیکه بپوشن. این دختره هم که فقط یه مایو بیشتر نداره،‌اون هم دوتیکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جایی قد نمیده. خودت تصمیم بگیر که کدوم تیکه رو نپوشی

اون یکی خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نمیدونم بچه اش دختره یا پسره . فهمیدم بهت خبر میدم که بدونی بالاخره به سلامتی عمو شدی یا دایی

راستی حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصیت کرده بود که بدنش را به آب دریا بندازن. حسن آقا هم طفلکی وقتی داشت زیر دریا برای مرحوم پدرش قبرمیکند نفس کم آورد و مرد!‌  شرمنده

همین دیگه .. خبر جدیدی نیست
قربانت .. مادرت

 

راستی:‌گضنفر جان خواستم برات یه خرده پول پست کنم، ‌ولی وقتی یادم افتاد که دیگه خیلی دیر شده بود و این نامه را برایت پست کرده بودم

 

 

آقا الان ملت نیان موضع گیری کنن بگن فحشمون داد و چمیدونم از این حرفا هاااااااااااااااااااااااااااااا

این دیگه غضنفره و به هیچ قوم و نژاد خاصی تعلق نداره!!!!!!

 
Blog Skin